جیمز تاکر جونیور " مکانیک بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در مصاحبه ای با نشریه آمریکایی " آمریکن فری پرس " فرضیه برخورد هواپیمای مسافر بری به ساختمان پنتاگون در روز 11 سپتامبر 2001 را زیر سوال برد .
این نظامی بازنشسته آمریکایی که برای تمیز کردن محل انفجار به ساختمان پنتاگون اعزام شده بود ، به نشریه آمریکایی گفت که به محلی که اعزام شده است شواهد یک صحنه سازی را دیده است و ادعاهای حکومت آمریکا مبنی بر برخورد یک هواپیمای مسافربری دزدیده شده توسط تروریست ها به محل ساختمان پنتاگون بی معنی است .
این بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در تشریح مشاهداتش از صحنه به هنگام ورود به محل می گوید : " ما انتظار داشتيم با لاشه هاي زيادي مواجه شويم، اما آنجا مقدار خيلي كمي وجود داشت. آنجا فقط يك تكه از موتور و بخشي از ارابه فرود روي زمين وجود داشت. اين طور به نظر مي رسيد كه آنها را در آنجا گذاشتهاند. نه از بال های هواپیما خبری بود و نه از قسمت دم هواپیما اثری بر جای مانده بود "
تاکر جونیور در ادامه با تشکیک در شکاف به وجود آمده در بدنه ساختمان پنتاگون می گوید: "سوراخ هاي ساختمان پنتاگون در اندازه اي بودند كه گویی به وسیله یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین " پریدیتور " به وجود آمده اند. " آنجا "دو موتور بزرگ " وجود داشت كه به گفته دولت، متعلق به هواپيماهايي بودند كه پنتاگون را سوراخ كرده بودند، اما "سوراخ ها خيلي كوچك تر از آن بودند " كه با واقعيت جور در بيايند.
این مکانیک بازنشسته نیروی هوایی امریکا در ادامه با ذکر مطالب تکراری درباره حادثه 11 سپتامبر به موضوعاتی چون انفجار عمدی ساختمان های دو قلو اشاره می کند و می افزاید :" در روز حادثه در مقابل ساختمان های دو قلوی نیویورک ، دو تن از اتباع اسراییلی یک دوربین نصب کرده و گویی منتظر حمله بودند . آنها يك دوربين سه پايه را در پشت بام انباري كه كار مي كردند نصب كرده و اندكي قبل از حملات دوربينشان را روي برج هاي دوقلو تنظيم كرده بودند. شاهدان به پليس گفتند كه آن پسرها هنگام حملات از خوشحالي به هوا پريده و دست زدند. پليس آنها را يك شب نگه داشت و فرداي آن روز به اسرائيل بازگردانده شدند."
این آمریکایی مشکوک به حادثه 11 سپتامبر در ادامه می افزاید : " همه اين ماجرا در رسانه ها گزارش شد، اما داستان بلافاصله حذف گرديد. اين اسرائيلي ها چگونه مي دانستند كه كجا بايد باشند و چه زماني از فاجعه مركز تجاري فيلم بگيرند؟
سرباز بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در ادامه می گوید :"حادثه 11 سپتامبر آن گونه که می گویند نبوده است . در واقع ما به خودمان حمله كرديم تا مقدمات تهاجم به عراق را آماده كنيم. "
پس از واقعه 11سپتامبر بسیاری از رسانه ها و شخصیت های آمریکایی با زیر سوال بردن برخی از فرضیات و مطالب ارایه شده از سوی دولت آمریکا درباره چگونگی حمله 11 سپتامبر این حادثه را زیر سوال برده و گفته اند که حملات تروریستی 11 سپتامبر آن گونه که دولت آمریکا مدعی است صرفا به دست تروریست های القاعده و اسامه بن لادن طراحی نشده و افرادی از داخل هیئت حاکمه آمریکا در این ماجرا دست داشته اند .
این فرضیات در حالی ارایه می شود که دولت آمریکا مدعی است که به دلیل امنیتی بودن موضوع نمی تواند تمامی شواهد و اطلاعات خود را درباره حملات تروریستی 11 سپتامبر اعلام عمومی کند.
مثلا دولت آمریکا هیچ گاه از سرنو شت 4 هواپیمای ربوده شده دیگر خطوط هوایی آمریکا که همزمان با ربودن 4 هواپیمای حمله کننده یا ساقط شده (که دو فروند از آنها به برج های دو قلوی نیویورک ، یک فروند به ساختمان پنتاگون و یک فروند دیگر در پنسیلوانیا سقوط کرده است ) خبر دزدیده شدن آنها نیز اعلام شده بود ، خبری منتشر نکرده است .
هاشمي رفسنجاني به اصل مشروعيت نظام بيتوجهي كرده است
شكست ديروز مغز پسته اى ها جلوه ديگرى از بى فرجامى پيوند زدن دين با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران اين جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست رياكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دير يا زود خود را مجبور خواهند ديد كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبيات جديدى دست و پا كنند .
اواسط هفته گذشته يكى از دوستان سبز كه مديرمسئول يكى از روزنامه هاى مغز پسته اى است بعد از مدت ها زنگ زد كه: «جمعه ببينيم همو!» گفتم: «در خدمتيم» گفت: «پس ميدون امام حسين(ع) قرار بذاريم، چون ما قراره سجاده مونو اونجا پهن كنيم!»
ديروز آن دوست عزيز را كه زيارت نكردم، ولى از ديدار خيل نمازگزارانى كه صفوفشان در خيابان طالقانى به ميدان فلسطين هم نرسيده بود محظوظ شديم.
نمازگزارانى كه بسياريشان پس از خطبه هاى سبز آقاى رفسنجانى و پيش از شروع نماز به سمت منازلشان در شمال تهران راه افتادند.
هولوكاست سبزى كه جريان روشنفكرى ايران در ائتلاف با سرمايه دارى داخلى و خارجى براى سوزاندن و انكار ?? ميليون ايرانى مسلمان آغاز كرده است، ديروز شكست سنگينى را متحمل شد و به رغم فراخوان گسترده و در اختيار داشتن شبكه هاى متعدد ماهواره اى و اينترنتى و پيام هاى حماسى «رهبران جنبش مغز پسته اى» حتى نتوانست ? درصد رايى را كه در انتخابات تهران به دست آمده بود به اين نمايش سياسى تبليغاتى بكشاند.
اگرچه اين شكست را از زواياى گوناگون سياسى و جامعه شناختى مى توان تحليل كرد، اما سطح تحليل را مى توان تا عمق مبانى معرفتى نظام جمهورى اسلامى پيش برد. مبانى اى كه ريشه در قرآن و سيره انبياى الهى دارد و استحكام خود را از جايى مى گيرد كه دست هيچ متوهم زياده خواه و برترى طلبى ياراى خدشه در آن ندارد.
نماز در منظومه معرفتى آرمانى دين نقشى كليدى و محورى دارد. قرآن در كنار تبيين و تشريع اصل نماز، صفاتى را براى نماز و نمازگزار واقعى برشمرده است كه راه سوء استفاده از اين شعار مهم دين در جوامع بصير و هوشيار را بسته است.
جامعه ايران سى سال پس از انقلاب اسلامى كه مهم ترين غايتش بيرون كشيدن اسلام ناب از زير آوار اسلام آمريكايى با همه وجوه متحجر، التقاطى، سلطنتى آن بود به بلوغ رسيده است كه امكان ايجاد فتنه در آن با درآميختن حق وباطل و سوءاستفاده از مظاهر و شعائر دين به حداقل رسيده است، چرا كه رويكرد انقلاب اسلامى به دين، رويكرد منظومه اى و جامع است و دين انقلاب اسلامى، همه «دين » است و ده ها هزار تن از بهترين جوانان ايران خون خود را نثار اين قرائت از دين كه قرائت اهل بيت عليهم السلام است كرده اند.
سوره معارج نمازگزاران را اين گونه معرفى كرده است:
«المصلين الذين هم فى صلاتهم دائمون و الذين هم فى اموالهم حق معلوم اللسائل و المحروم»؛
نمازگزاران كسانى هستند كه هميشه نماز مى گزارند [نه آنكه براى حفظ منافع طبقاتى يا شخصى شان به نماز روى بياورند] و در اموالشان حتى براى محرومان و مستمندان قائلند [نه آنكه حق محرومان و مستضعفان را هم براى خود بخواهند]
نماز و زكات در ادبيات قرآنى در كنار هم هستند. يكى اتصال ملكوتى فرد است با خدا و ديگرى اتصال ملكوتى فرد است با جامعه. ارتفاع از عالم ماده و نزديك شدن به خدا با فاصله گرفتن از مردم و ايجاد طبقه ممتازه مرفه در كنار دره هاى فقر ممكن نيست و نماز واقعى ملازم هميشگى دغدغه ديگران داشتن و تنها به منافع شخصى و طبقاتى خود نينديشيدن است:
«اقيموا الصلواه و اتوا الزكوه» و «و يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه» بارها و بارها در قرآن تكرار شده است و نيز «يقيمون الصلوه و ممارزقناهم ينفقون»
حركت انفاق كه جنبش جامعه مؤمنين براى پر كردن فاصله هاى اقتصادى است از ويژگى هاى اصلى نمازگزاران در قرآن محسوب مى شود.
جالب اينجاست كه بسيارى چالش هاى انبياى الهى نيز بر سر همين قرائت از «نماز» و رابطه با خدا پيش مى آمده است. هنگامى كه شعيب(ع) خطاب به منكران آنها را به «قسط» و عدالت و شهروند درجه دو نخواندن ديگران دعوت مى كرد آنها خطاب به وى مى گفتند:
«اصلوتك تامرك ان نترك ما يعبد ءاباؤنا او نفعل فى اموالنا ما نشاء» يعنى: «آيا امتداد نماز تو به دخالت در امور مالى شخصى ما مى رسد؟» (سوره هود ??)
نماز واقعى ربط وثيقى با مساله ولايت و حكومت در قرآن دارد:
«انما وليكم الله و رسوله و الذين امنو الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكوه و هم راكعون».
در آيه ولايت، حكومت دينى حق نمازگزاران واقعى است. يعنى آن كه نماز را بهانه و دستاويزى براى فرار از مسؤوليت هاى اقتصادى دينى نمى كند، تا چه برسد بهانه اى براى دفاع از اختلاف طبقاتى و منافع طبقه ممتازه.
اميرالمؤمنين(ع) از اين جهت به ولايت برگزيده مى شود كه نمازش با دغدغه محرومان و بيچارگان همراه است و ولايت در مفهوم قرآنى پاسدار جامعيت دين است: معنويت در كنار عدالت و عدالت در كنار معنويت.
نمازى كه در منظومه معرفتى آرمانى قرآن و مكتب اهل بيت(س) تبيين شده است قابل بهره بردارى و سوء استفاده از سوى طبقه ممتازه و زياده خواه نيست، اگر چه همواره اين تمنا از سوى برترى طلبان و زياده خواهان وجود داشته است.
ماجراى مسجد ضرار كه به دستور پيامبر (ص) تخريب شد گوشه ديگرى از اقدام عملى رسول خدا (در كنار تبيين نظرى نماز قرآنى) براى مقابله با توطئه گران است.
در نماز جمعه مستحب است كه سوره جمعه و سوره «منافقون» خوانده شود كه ضمن حفظ وحدت جامعه اسلامى از رخنه منافقان (با صفات پيچيده و ظاهرسازى ها و رياكارى هاى متنوعشان) به فضاهاى ناب و منزه دينى جلوگيرى كند.
اما سوره ديگرى در قرآن است كه شايد مى توانست در نماز جمعه ديروز همان كاركرد را داشته باشد:
«بسم الله الرحمن الرحيم
ا رايت الذى يكذب بالدين فذلك الذى يدع اليتيم ولا يحض على طعام المسكين فويل للمصلين الذين هم عن صلوتهم ساهون الذين هم يرائون و يمنعون الماعون
... پس واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگارند.
آنها ريا مى كنند و از برخوردارى محرومان از امكانات اوليه هم مانع مى شوند.»
شكست ديروزمغز پسته اى ها جلوه ديگرى از بى فرجامى پيوند زدن دين با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران اين جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست رياكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دير يا زود خود را مجبور خواهند ديد كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبيات جديدى دست و پا كنند .
وحيد جليلي
پي نوشت: در آينده مطلبي در رابطه با پست قبلي خواهيم نوشت
جناب آقای موسوی ، نخست وزیر محترم
نامه استعفای شما باعث تعجب شد.
حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید.
در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست . شما در سنگر نخست وزیری ، در چهار چوب اسلام و قانون اساسی ، به خدمت خود ادامه دهید . در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید ،چون گذشته عمل می شود . این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است ، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد.همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند.مردم ما از اینگونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند ، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.از آنجا که من به شما علاقه مندم ، ان شاء الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم . والسلام.
15/6/1367
روح الله الموسوی الخمینی
توجه به نامه ي بالا روشن كننده ي نكاتي است كه شايد به نوعي توجيه گر و توضيح دهنده ي رفتاري باشد كه در اين چند وقت از اقاي موسوي سر زد .در اين پست و پستهاي بعدي قصد داريم تا جريانات و رويدادهايي كه در طي اين مدت يعني از پيش از انتخابات تا بعد از ان رخ داد را بررسي كنيم و ان را از ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار دهيم و در نهايت تحليلي در مورد وضعيت موجود و انچه كه ممكن است در اينده رخ دهد ارائه دهيم.در اين پست قصد داريم تا پيرامون شخصيت اقاي موسوي تحقيقي كرده و رفتارهاي ايشان را بر اين مبنا بسنجيم.از انجايي كه شخصيت اقاي موسوي شخصيتي محوري در جريانات اخير بوده است لذا توجه به نكات ظريف رفتاري ايشان به قطع روشن كننده ي بسياري از مسائل خواهد بود.در نامه ي بالا چند نكته ي ظريف وجود دارد كه روشنگر ابعادي از خصوصيات اخلاقي و رفتاري اقاي موسوي است كه عين خصوصيات در اين زمان نيز از ايشان ديده شد و منجر به فجايع بسياري شد كه شايد تمامي خدمات اقاي موسوي را زير سوال برد اين نكات را به ترتيب بررسي خواهيم كرد:
1- نامه استعفای شما باعث تعجب شد.
حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید.
اين قسمت از نامه نشان ميدهد كه اقاي موسوي به انجام كارهاي غير منتظره و خودسرانه و بدون هماهنگي در گذشته نيز اقدام كرده اند.و اين مساله اكنون نيز كاملا مشهود است.و البته اكنون شدت بيشتري يافته است چرا كه در گذشته به خاطر وجود شخصيت حضرت امام كمتر كسي جرات ميكرد كه رفتارهاي گستاخانه انجام دهد و همچنين از انجايي كه حضرت امام خميني مورد اعتماد همه و امين همگان محسوب ميشد لذا حرفشان بر همگان حجت بود با اين وجود ميبينيم كه اقاي موسوي در ان زمان نيز در ولايت پذيري دچار برخي مشكلات بوده اند و به راحتي رفتاري انجام داده اند كه منجر به تعجب حضرت امام شده است .
2- در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست .
اين قسمت از نامه نشان ميدهد كه اقاي موسوي در درك شرايط موجود و بصيرت سياسي نيز تا حدي دچار مشكل هستند و همچنين در شرايط بغرنج و حساس دست به كارهايي ميزنند كه از پشتوانه ي سياسي قوي برخوردار نيست و از سر احساس ميباشد.چنان كه ميبينيم در زمان جنگ كه شرايط كشور در موقعيتي بحراني قرار دارد رفتاري انجام ميدهند كه حضرت امام با جمله ي اعتراض اميزي مانند جمله ي بالا ايشان را مورد عتاب قرار ميدهند و عين چنين رفتاري را اكنون نيز از اقاي موسوي سراغ داريم و مشاهده كرديم چنان كه درست در هنگامي كه شرايط كشور در وضعيت ويژه و حساس قرار داشت ايشان اقدام به رفتاري تحريك اميز زده و هنوز نتيجه انتخابات قطعي نشده بود اقدام به صدور بيانيه كردند كه منجر به به وجود امدن فضاي امنيتي در كشور شد و مسائلي را به وجود اورد كه همگان شاهد ان بوديم در صورتي كه يك سياستمدار حرفه اي ميداند كه در چنين شرايطي بايد از رفتارهاي تحريك اميز پرهيز كرد و صبر كرد تا در موقعيتي مناسب اقدام به اعتراض نمود چه برسد به انكه اقاي موسوي هنوز دلايل كافي براي تقلب در انتخابات نداشتند و همچنين ديديم كه دلايلشان زياد معتبر نبود
3- در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید ،چون گذشته عمل می شود . این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.
به راحتي قانون گريزي اقاي موسوي را ميتوان از اين جمله حدس زد و همچنين پايبند نبودن به ساختارهاي حكومتي را كه اكنون نيز بروزي اشكار دارد.در صورتي كه همين اقاي موسوي سالها پيش در مورد شوراي نگهبان فرموده بودند كه تا وقتي شوراي نگهبان هست امكان تقلب وجود ندارد اما اكنون ايشان راي شوراي نگهبان را نمي پذيرند .اين خود نشان دهنده ي ان است كه اقاي موسوي داراي شخصيتي خود كامه و خود محور هستند چنان كه ميبينيم حضرت امام نيز در ان زمان اقاي موسوي را به خاطر اين قانون گريزي مورد عتاب قرار داده اند و به ايشان تذكر داده اند كه به قانون پايبند بوده و اين حق قانوني مجلس است كه به هر وزيري كه مايل بود راي بدهد.اكنون نيز اقاي موسوي پيبند نبودن به قانون و همچنين رد برخي ساختارهاي حكومتي را در عمل به همگان نشان دادند و باز به خاطر برخي مسائل اين عمل ايشان در اين زمان داراي شدتي بشتر است.
4- همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند.
اين جمله ديگر واقعا جاي هيچ شكي را باقي نميگذارد كه اقاي موسوي در رفتارهايشان دچار اشتباه شده و در برخي مواقع حساس اقدام هايي انجام ميدهند كه در اثر احساسات است نه عقل و شعور سياسي چنان كه اين رفتارشان منجر به سوء استفاده ي برخي از ايشان ميشود كه به نفع نظام و انقلاب نيست .اكنون نيز ايشان مرتكب چنين اشتباه بزرگي شدند و بر اثر عصبانيت دست به عملي زدند كه نه به نفع خودشان تمام شد و نه به نفع نظام و تنها اثرش ان بود كه عده اي از ايشان منزجر گشته و بسياري از دشمنان كشور ديرينه ي انقلاب به حمايت از ايشون پرداختند .و تا ميتوانستند از اقاي موسوي سوء استفاده كردند.
5- از آنجا که من به شما علاقه مندم ، ان شاء الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم . والسلام.
اين جمله نشان ميدهد كه اقاي موسوي با وجود تمام اشتباهات و ويژگي هايي داشتند بازهم مورد علاقه ي حضرت امام بودند و اين خود بيانگر ان است كه شخص اقاي موسوي به فكر كشور است و صلاح نظام را ميخواهد با اين حال ممكن است كه گه گداري دست به اشتباهاتي بزند اين مساله را در بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه نيز ميتوان در يافت كرد انجا كه فرمودند:اقاي موسوي شما از جنس اينها نيستيد بيانگر ان است كه اقاي موسوي از مهره هاي نظام محسوب ميشوند و به فكر نظام هستند با اين حال اشتباهات ايشان به نوعي گذشته شان را از بين برد اشتباهاتي كه فجايع عظيمي را به وجود اورد كه به زودي ابعاد ان مشخص خواهد شد اشباهاتي كه بازهم از سر ندانم كاري و سهل انگاري و خودسري صورت گرفت اشباهاتي كه موجب از دست رفتن معصوميت سياسي اقاي موسوي شد .

شبکه ایران: امروز جمعه است. یک هفته از انتخابات میگذرد و او همراه با زن و فرزند 2 ساله اش از کرج راهی دانشگاه تهران شده است تا به رهبرش لبیک بگوید. شهر آرام است آنهم بعد از 6 روز درگیری و آشوب. امروز قدر آرامش و امنیت را بهتر میفهمد.
به خانه پدر میرود. پدر نوه 2 ساله اش را در آغوش میکشد. هرچند مادر از او می خواهد که شب را در منزل پدری بگذراند، اما او باز می گردد، سرخوش از لبیک به رهبر.
امروز شنبه است. اتومبیلی را که همین هفته قبل تحویل گرفته است را برای سفر به تهران آماده میکند. مدتی هست که در فکر خرید رایانه است. خیابانها شلوغ است. ماشین را قدری دورتر پارک میکند و پیاده حرکت می کند. فکرش را هم نمیکند که به سمت مرگ گام بر می دارد. تندتر قدم می زند. شلوغی و سرو صداهای اطراف اضطرابش را بیشتر میکند. میخواهد بر گردد، ولی ممکن نیست. او باید کشته شود، چون فردی شکست خورده در انتخابات، میخواهد با تهدید و ارعاب رئیسجمهور شود..

پدر و مادر در خیابان جانبازان زندگی میکنند. تلفنی با مصطفی فیض برادر شهید محمد حسین فیض که تازه پا به سن 26 سالگی گذاشته بود صحبت میکنم.
صدای لرزان و گرفته او احساس خوبی را منتقل نمی کند، آدرس را میگیرم.
پردههای سیاه و همراه با تسلیت اقوام و همکاران روی درو دیوار حکایت از وجود خانوادهای داغدیده دارد.
پلهها را آرام بالا میرویم. روی درب آپارتمان عکس محمد حسین را با روبان مشکی چسباندهاند. لحظهای خودم را جای خانواده شهید میگذارم. مادر ما را به خانه دعوت میکند.
" هنوز باورم نمیشود، همین دیروز به خاک سپردیمش"، مادر این را میگوید و بلورهایی از اشک که روی گونههایشقلت میخورد را با گوشه چادر مشکی خود پاک میکند.
پدر اما آرامتر است او که فرزندش را شهید در راه حق و نظام میداند میگوید: ما فرزندمان را برای انقلاب دادیم، برای آقا دادیم برای این دادیم که آن 13 میلیون نفر بفهمند به چه کسی رای دادند.
عکسهای دو شهید با لباس خاکی و چفیههای مشکی رنگ روی طاقچه خانه دیده میشود که بنابر گفته غلامرضا فیض پدر خانواده عموهای شهید محمدحسین هستند.
مصطفی برادر دیگر محمدحسین عکس او را میان عکسهای عموهایش پشت سر پدر قرار میدهد.
خانه رنگ و بوی غم دارد البته شاید به قول "مادر" خیلیها از جمله موسوی این رنگ و بو را نشناسند.
"پسران دیگری هم دارم که حاضرم به خاطر نظام و رهبری فدا کنم البته اگر آقا قابل بدانند" پدر این را میگوید و همراه با فروخوردن بغضی که راه گلویش را میبندد اضافه میکند: هرچند ما مطمئن هستیم که اجر فرزندمان پیش خداوند محفوظ است ولی به خاطر اینکه موسوی و حامیانش یعنی انگلیس و اسرائیل و آمریکا دیگر اجازه بیحرمتی به فرمایشات آقا را پیدا نکنند از او شکایت کردهایم و همانطور که اطلاع دارم دیگر خانوادههای شهدا و جانبازان نیز چنینکاری کردهاند.

معصومه خواهر شهید محمدحسین فیض که گریه امانش را بریده کنار پدر میآید و از او میخواهد که بگوید مسببان اصلی این جنایتها میرحسین موسوی است و پدر میگوید که این را گفته است.
فرزند دو ساله محمد حسین را در جمع نمیبینم، شاید خوابیده باشد شاید هم ... نمیدانم وقتی بزرگ شد چه تصویری از پدرش برای خود میسازد اما قطعا به گفته پدربزرگش برای برداشتن نقاب وطن دوستی از چهره میرحسینها راه پدر را ادامه میدهد.
هاجر فیض دختر دیگر خانواده هم که حالا حلوا و خرمای برادر 26 سالهاش را به مهمانها تعارف میکند جلو میآید و میگوید: الحمدالله که ما چهره زشت و پنهان موسوی را شناخته بودیم و به دکتر احمدینژاد رای دادیم اما به آن تعداد اندکی که به این فرد رای دادند میگویم که شما هم مسئول هستید و باید از این آقا اعلام برائت کنید.
دختر کوچک خانواده از رهبری میخواهد که نگذارد خون برادرش پایمال شود و از قوهقضائیه بخواهند که هر چه زودتر عوامل و مسببان این جنایتها و سردستهی آنها یعنی موسوی را به دست قانون بسپارند.
محسن برادر بزرگ محمدحسین هم که به خونخواهی از برادرش حرف میزند میگوید: ما به آقا میگوییم که تا آخرین قطرهی خون خود میجنگیم و آن روز نیاید که شما را رنجور و ناراحت از دست دشمنان و منافقان ببینیم.
ضبط را خاموش میکنم. سکوت خانه را احاطه کرده و زنها و مردهای سیاهپوش دورتا دور اتاق نشستهاند. پدر مطلبی یادش میآید و میخواهد که دستگاه ضبط را روشن کنم تا بگوید: شورای نگهبان در صلاحیت افراد اهتمام بیشتری نشان دهد و در انتخاباتهای بعد اجازه ندهد امثال موسوی ها و جنایتکاران وارد صحنه شوند.
مادر ما را بدرقه میکند. جلوی درب آپارتمان کنار عکس پسرش میایستد ومیگوید: فرزند من قابل رهبری را ندارد دکتر احمدینژاد هم بداند که ما نه تنها از حمایت ایشات دست نخواهیم کشید بلکه محکمتر در راه پیروزی ایشان میایستیم و اگر لازم باشد تمام فرزندان و حتی خودم را فدای این راه میکنم.
دست های لرزان مادر را از یاد نمی برم.
مادر هم شنبه، 30 خرداد ماه 1388 را فراموش نمی کند.

پدر از دیگر خانواده های شهدا می خواهد که آن ها هم به خون خواهی فرزندانشان از موسوی شکایت کنند.
لینک مرتبط:بخوانید اینجا
امام خمینی: من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
میر حسین:به مسوولان توصیه میکنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد
امام خمینی:نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
تعدادي از اغتشاش گران در حوالي خيابان آزادي به سوي مهد كودك "آواي باران " تيراندازي كردند كه بر اثر آن مادر و دختري كه پشت درب ساختمان مهدكودك بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسيدند.
امام خمینی:اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود
كروبي: نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است
امام خميني: كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
مير حسين: اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم. ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند.
امام خميني: قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)


